تبليغاتX
˙•▪● دنیای وارونه ●▪•˙





















˙•▪● دنیای وارونه ●▪•˙

..::: احساستو می کشتم :::..

 

خودمو به خنده میزنم

خودمو به گریه میزنم

می خوام فراموشت کنم

 اما نمیشه

 

می خوام که از تو رد بشم

می خوام که با تو بد بشم

اما دلم راضی نشد

بی تو نمیشه

 

عکست همیشه  رو به روم

زول میزنم به روبه روم

حس می کنم کنارمی

اما چه فایده

 

دلمو به دریا میزنم

بیام بگم دوست دارم

تا میرسم به روبه روت

بازم نمیشه

.

.

.

از دل تو رونده شدم

مهمونه ناخونده شدم

با اینکه نیستی

حس خواستنت باهامه

 

حس می کنم کنارتم

زنده به انتظارتم

خودت که نیستی

ولی خاطرت باهامه

.

.

.

 

*بالاخره آلبوم حمید عسکری (جـــــونم) منتشر شد !

* جشن نامزدیه ۵شنبه شب یکی از بهترین شبهای عمرم بود!

*رفتم شمال، تا رسیدیم تهران،جشممون افتاد به میدان آزادی، سرماخوردگیم باز شروع شد!  م ـ ـ ـ شوره تهران رو ببرن با این هوای مزخرفش،که همه ی کیف و حال سفر رو کوفت می کنه...!

*** دوستانم، جشن نامزدیه خودم که نبوده نامزدیه پسر دایی بابام بود، که بسی زیاد خوش گذشت پارتی بود یکمی زیــــــاد ***

+نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت21:21توسط الناز | |

خدایا چرا بعضی موقع ها اینجوری آدم رو از آسمون می کوبی زمین تا یادمون بیاد همیشه خوشی وجود نداره؟ یه روزی هم همه میمیریم؟ خدایا دلم براش تنگ شده...آخه چرا دکتر پرویز معماری(دکتر پنجه طلایی) باید توی آخرین روز از دوران خدمتش، دقیقا روزی که برگه بازنشستگیش رو دادن دستش؛ دقیقا وقتی که آخرین عملش رو باید روی من انجام میداد،آخرین خدمت کاریش رو....چرا؟ اخه خدایا میزاشتی بعد از بهوش اومدنم یه بار دیگه میدیدمش و دستشو میبوسیدم. خدایا چرا باید دیروز صبح همکار مامانم زنگ بزنه و بگه دکتر یه ساعت بعد از عمل الناز و مرخص کردنش...توی اتاقش، توی حمومی که همیشه بعد از جراحی هاش دوش میگرفته، قلبش از کار افتاده و فوت کرده؟؟؟ اصلا باورم نمیشه؟  به اصرار همکار مامانم،قرار شد ۲شنبه شب بریم بیمارستانی که مامان اونجا پرستار بود تا دکتر منو ببینه...وقتی ساعت ۶ رفتیم بیمارستان بعد از معاینه ،دکتر گفت بزار همین امشب عملت کنم، شاید شنبه که رفتم قلبمو عمل کنم دیگه بر نگشتما! گفتم خدا نکنه دور از جونتون.  خدایا بهش الهام کرده بودی آره؟ به همه از صبح گفته بوده دیگه شاید برنگردم......خدا رحمتش کنه...تا آخر عمر لطفشو فراموش نمی کنم....امیدوارم به خاطر خدمت بزرگی که به همه میکرده، بهشتی باشه.......به خاطر اینکه باید استراحت کنم نتونستم امروز برم برای تشییع جنازه دکتر ... مامانم میگفت حیاط بیمارستان ایت ا... کاشانی،دیگه جایی برای واستادن نبوده!

  یه فاتحه براشون بفرستید دوستانم........ازم سوالی هم نپرسید.......


جدید: سر بزنید حتما: دنیای شاد و رنگیه الناز اونجاست http://hamema.blogfa.com/

راستی، تهران نیومدی احتمالا ؟!

!!!

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/29ساعت21:55توسط الناز |

 

دعوت نامه برای همه دوستان از طرف وبلاگ من به سیبی خوشنودم...

 http://hamema.blogfa.com/

 

 

 

 

این مطالب رو من در پست قبلی گذاشته بودم، اما چون دیده نمیشد، بصورت یک پست جدید ارسال کردم  منتظر حضور گرمتون توی این روزای خنک پاییزی هستیم

 

+نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت12:24توسط الناز | |

 

منم، منی که دیگر هیچ چیزی را دوست نمی دارم

به نشان نا رضایتی از امر تغییر پذیر.

نفرت هم نمی ورزم به هیچ چیز

به نشان نارضایتی تمام عیار از امر تغییر ناپذیر.   

 

                               ((برتولت برشت))

 

 

پ.ن:

*سر انجام آنفلوانزا گرفتم! از نوع خاکی خوکی عراقی افغانی مکه ای فصلی !!!

* دیروز سر کلاس اصلا حوصله اش رو نداشتم ، توی این روزایی که بیشترین احتیاج رو بهش داشتم، به شوخی هاش و خنده های بعدش!  احساس می کنم بدجوری ازم دلخور شد.چون بهم اس ام اس نزده دیگه! وقتی هم که از اون سمت کلاس و سر کارای عملی اومد پیشم حالمو بپرسه انقدر بی احساس جوابشو دادم که قیافش آویزون شد....معذرت می خوام ازش! رفتارم اصلا دست خودم نبود !!!

* چقدر گلوم میسوزه  چه وقته مریض شدن بود توی این حال و روز!!!

+نوشته شده در جمعه 1388/07/17ساعت11:49توسط الناز | |

 

به سراغ من اگر مي آييد،

پشت هيچستانم.

پشت هيچستان جايي است.

پشت هيچستان رگ هاي هوا، پر قاصدهايي است

كه خبر مي آرند، از گل واشده دور ترين بوته خاك.

روي شن ها هم، نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي

است كه صبح

به سر تپه معراج شقايق رفتند.

پشت هيچستان، چتر خواهش باز است:

تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،

زنگ باران به صدا مي آيد.

آدم اينجا تنهاست

و در اين تنهايي، سايه ناروني تا ابديت جاري است.

***

به سراغ من اگر مي آييد،

نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بر دارد

چيني نازك تنهايي من

..::: سهراب سپهری :::..

 

پ.ن: تهران باران آمد(می آید)

وقتی بارون میگیره من خیلی احساس خوبی دارم.سبک میشم مثل قطره های بارون  .... شماها هم این حس رو دارید؟؟؟

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/26ساعت13:29توسط الناز | |

 

در این شب های عزیز .... التماس دعا برای همه ی دوستان 

+نوشته شده در جمعه 1388/06/20ساعت1:24توسط الناز | |

 

سلام

یه سری سوال:

۱- آیا طرح انضباط اجتماعی همان گشت ارشاد است؟

۲- به نظر شما حالا که اقای حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شده، ریاست دانشگاه پیام زور چی میشه؟!؟!

 

.: ترم تابستانی از بزرگترین اشتباهات دانشجویان است(مثل من)

.: به زودی یه خبری رو بهتون می گم

.: و در آخر

 

می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید،

یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید،

یک روز تا دوستش بدارید

و یک عمر تا فراموشش کنید.

 ؟؟؟؟

 

+نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15ساعت1:5توسط الناز | |